زیارت عاشورا 8 اسفند 1396 - وفات حضرت ام البنین

مراسم زیارت عاشورا

سه شنبه 8 اسفند 1396

روضه حضرت ام البنین (سلام الله علیها)

حسینیه صنف لباسفروش

صوت کامل(اختصاصی)

صوت کامل زیارت عاشورا 8 اسفند 1396

گلچین صوتی

 

 

گلچین تصویری

 

 

بیانات

 
 بیانات حاج منصور ارضی در زیارت عاشورا روز دهم ماه جمادی الثانی ایام فاطمیه مورخ هشتم اسفند ماه ۱۳۹۶ حسینیه لباس فروشان                        
بسم الله الرحمن الرحیم
موى سپید در دنیا براى مؤمن وقار و در روز قیامت نورى درخشان است.  به سی‌امین خصلت مومن در روایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیدیم؛ " حَسَنَ الْوَقَارِ " وقارش نیکوست، واقعاً مومن وقاری نیکو دارد. وقار سنخیتی با تکبر ندارد و ممکن است کسی متواضع و خاضع باشد ولی وقار نداشته باشد. در کنز العمّال از پیامبر اکرم صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله نقل می‌فرمایند: " لَیس البِرُّ فی حُسنِ اللِّباسِ والزِّیِّ ،ولکنَّ البِرَّ فی السَّکِینَةِ والوَقارِ " نیکی و صلاح به نیکویی لباس و هیأت نیست، بلکه نیکی و صلاح به آرامش و وقار است. در واقع وقار خوش لباسی و یا اندام نیکو داشتن نیست، شاید بعضی‌ها ورزشکار باشند، و یا خوب لباس بپوشند و منظم باشند این‌ها خیلی خوب است ولی حضرت می‌فرمایند این موارد را وقار نمی‌گویند و اموری بالاتر از این را بیان می‌فرمایند، آرامش و رفتار به صلاح را وقار می‌شناسند. سبب وقار، بردباری است پس به دو موضوع پرداختیم، یک موضوع قبل از وقار است و دیگری بعد از وقار را بیان می‌کند. امیرالمومنین در حدیثی فرمودند: "ملازَمَةُ الوَقارِ تُؤمِنُ دَناءةَ الطَّیـشِ" همیشه با وقار بودن[انسان را] از پستى سبک‌سرى ایمن مى‌دارد(غرر الحکم) . متاسفانه بعضی از افراد تا شروع به صحیت کردن می‌کنند مشخص می‌شود خیلی سبک‌سر هستند و وقار ندارند. حتی در مسئولین نیز این موضوع وجود دارد یعنی ارزش سمت و مسئولیتی که کسب کرده را ندارد. این شخص زمانی‌که اظهار نظر می‌کند صدای همه دانشمندان و اساتید درمی‌آید و متاسفانه به‌دنبال کسب علم و دانش هم نمی‌روند. یا بحث انتقادی علیه دین بیان می‌کند و همه اعتقادات مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد تا به‌جایی می‌رسد که هر دفعه‌‌ای که اظهار نظر کند آه از نهاد مردم بلند می‌شود.
امام صادق علیه ‏السلام می‌فرمایند: " ما رَأیتُ شَیئا أسرَعَ إلى شیءٍ مِن الشَّیبِ إلى المؤمنِ ، وإنّهُ وَقارٌ للمؤمِنِ فی الدنیا ، ونورُ ساطِعٌ یَومَ القِیامَةِ ، بهِ وَقَّرَ اللّه‏ُ تعالى خَلیلَهُ إبراهیمَ علیه‏السلام ، فقالَ : ما هذا یا رَبِّ ؟ قالَ لَهُ : هذا وَقارٌ ، فقالَ : یا رَبِّ زِدنی وَقاراً " چیزى را ندیدم که به ‏سوى چیزى شتابنده‌‏تر از سپیدى موى، به سوى مؤمن باشد. موى سپید در دنیا براى مؤمن وقار و در روز قیامت نورى درخشان است. خداوند متعال با موى سپید، به خلیل خود ابراهیم علیه‏ السلام وقار بخشید. پس ابراهیم عرض کرد: پروردگارا! این چیست؟ خداوند به او فرمود: این وقار است. ابراهیم گفت: پروردگارا! بر وقار من بیفزاى(أمالی الطوسیّ) .
در روایتی حضرت امام حسن علیه السلام در مورد کیفیت حضور حضرت فاطمه سلام الله علیها در مسجد برای ایراد خطبه می‌فرمایند: مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید … در حال راه رفتن به‌گونه‌ای بود که لباسش به پا گیر می‌کرد(دقت کنید حضرت پوشش کامل را رعایت کرده‌اند) … او در میان زنان انصار از خانه خارج شد… همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله با وقار و متانت حرکت می‌نمود … (الاحتجاج شیخ طوسی) . برهمین اساس نیز حضرت زینب سلام الله علیها با وقار کامل در مجلس ابن زیاد لعن الله علیه وارد شدند با آن همه آزار و اذیتی که دیده بودند. اگر دقت کنید شخص با وقار نوع ورودش در محیط با احترام است، بیهوده و بی‌اساس حرف نمی‌زند و در اموری که به او مربوط نمی‌شود دخالت نمی‌کند. خداوند ان شاءالله انتقام شهدای انقلاب و جنگ و مدافعان حرم و ولایت و این عزیزانی که به تازگی به شهادت رسیده‌اند را بگیرد. 

اشعار

 

بسم رب الحسین

حاج منصور ارضی

زیارت عاشورای ۸ اسفند ماه ۹۶

حسینیه صنف

آنسان که خار، یارِ گلستان شود گهی

مجنون اسیر لیلیِ دوران شود گهی

 

با اینکه هست کار غلامان، غلامی اَت

نوکر به خیمه گاهِ تو مهمان شود گهی

 

حتی اگر ز باغِ فدک حاصلی نماند

رزقِ بهشت، روزیِ سلمان شود گهی

 

بگذار بی محلّی اَت اهل وفا کنند

یک پینه دوز محرم سلطان شود گهی

 

از چشم این و آن چو فتادی، غمین مباش

هدیه ز مور نزد سلیمان شود گهی

 

در اشکِ چشمِ مانده براهم، امید هست

دریا عجینِ قطرهٔ باران شود گهی

 

یک گوشه چشمِ یار، عوض میکند مرا

حُر هم ز لطف، جزو شهیدان شود گهی

 

بی ارزشم، ولی شده ام کلبِ آستان

سگ هم به کوی یار نگهبان شود گهی

 

در پشتِ ابر، چهرهٔ خود را نهان مکن

با یک نسیم، روی تو تابان شود گهی

 

ای جَزر و مدِّ پلکِ دو چشمِ تو قاتلم

غرقِ نگاه، شامل طوفان شود گهی

 

دل خانهٔ امام زمان نیست، لااَقل

ایکاش همنشینِ تو جانان شود گهی

 

ما ریزه خوارِ خوانِ حسینیم و ریزه خوار

هم سفرهٔ تمام امامان شود گهی

 

شعر روضه

 

امّّ البنین شدم که شوم یاور حسین

تاگل بیاورم بشود پرپر حسین

قصدم نبود اینکه شوم مادر حسین

هستند دختران علی در بر حسین

هستند مثل مادرشان مضطر حسین

 

 

شد شاملم دعای سحرهای فاطمه

روشن شدم به نور قمرهای فاطمه

تاج سر منند گهرهای فاطمه

اولاد من کجا و پسر های فاطمه

هستند هر چهار پسر نوکر حسین

 

شرمنده ام نشد سپر مجتبی شوند

قسمت نبود زودتر از این فدا شوند

حالا بناست راهی دشت بلا شوند

حتی اگر که تک تک شان سرجدا شوند

جای گلایه نیست، فدای سر حسین

 

جریان گرفته اند کنار ابوتراب

از آل هاشم اند نه قوم بنی کلاب

اصلا نیاز نیست به ترس و به اضطراب

عباس من شده به علمداری انتصاب

او هست یک تنه همه ی لشکر حسین

 

عهدی است بین ام بنین و خدای خود

غیر از رضای دوست نخواهم برای خود

من دل نبسته ام به دل بچه های خود

اصلا حسین و زینب و کلثوم جای خود

عباس من فدای علی اصغر حسین

 

هرچند او دگر پسر خویش را ندید

اما غمین نبود که عباس شد شهید

دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید:

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب، لب انور حسین

 

کارش دگر نشستن در آفتاب شد

آب زلال در نظر او مذاب شد

شرمنده ی نگاه غریب رباب شد

از اینکه هم قبیله ی شمراست، آب شد

رو میگرفت نزد دو تا خواهر حسین

 

دیگر مدینه خنده به لب های او ندید

او نیز مثل زینب کبری قدش خمید

گرچه صبوربود، کم آورد تا شنید

یک مرد بی حیا وسط مجلس یزید

با دست اشاره کرد سوی دختر حسین

 

 

تصاویر

 

 

 

 

FacebookTwitterداغ کن - کلوب دات کام

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید