بیانات و اشعار حاج آقا منصور ارضی - شب هفدهم ماه مبارک رمضان - 1392

 

اشعار و بیانات حاج آقا منصور ارضی- شب هفدهم ماه رمضان 1434

 

اشعار مناجات با خدا و مدح امیرالمومنین علی علیه السلام:

وقتی خدا خواهد که دستی را بگیرد

حتی منِ آلوده را هم می‌پذیرد

از درب این خانه نمی‌گردد کسی رد

پس خوش به حال هر کسی این‌جا بمیرد

این جا همان جایی که دل را می‌برند و

بیچاره‌ها را با نگاهی می‌خرند و

این دیده‌ی آلوده تا گریان می‌آيد

جای عذاب و نار حق غفران می‌آید

بر درد بی‌درمان دل درمان می‌آید

زهرا خودش از عرش، از رضوان می‌آید

هر کس الهی بالحسین العفو گوید

پا در کویرش می‌نهد تا گل بروید

شرمنده‌ هستم بر سر قولم نماندم

یک شب نمازم را برای تو نخواندم

محض رضای تو گناهی را نراندم

باید خودم را پای چشمه می‌رساندم

تا این‌که با آن غسل می‌دادم تنم را

از تیرگی‌ها می‌زدودم دامنم را

یک روز اشکی داشتم حالا ندارم

در بین خوبان تو اصلاً جا ندارم

دستی برای یاری مولا ندارم

بد هستم اما با کسی دعوا ندارم

من هرچه باشم از اهالی غدیرم

مهمان بزم سفره‌ی نعم‌الامیرم

با یا علی در می‌زنم تا در گشایی

در را به‌ آهنگ خوش حیدر گشایی

این است رمز فتح هر کشور گشایی

تنها کسی که می‌کند خیبر گشایی

یعسوب دین مولا امیرالمؤمنین است

پس فتح دل‌ها با امیر‌المؤمنین است

گفتم علی و مهر ساغر را شکستم

ساقی علی باشد همه سیراب هستند

قوم عجم بیش از عرب از باده مستند

از آن زمانی که خدا را می‌پرستند

عشق علی سرمایه‌ی ایرانیان است

ناد علی رمز نجات شیعیان است

من آمدم حالا بگو دست کرم کو؟

گفتی که این شب‌ها گدا را می‌خرم کو؟

در آرزوی مهدیَم تاج سرم کو؟

گم کرده‌ام راه حرم را پس حرم کو؟

دل بی‌قرار پرچم سرخ حسین است

هر شب سوار پرچم سرخ حسین است

این سرزمین خشک و بی‌آب و علف را

این ناله‌های سینه‌سوز بی‌هدف را

این زائر درمانده‌ی شهر نجف را

این عاشق دلداده‌ی صحرای طف را

کی می‌بری تا صحن ایوان طلایی

کی می‌کنی این بی‌نوا را کربلایی

 

بيانات حاج آقا در شب هفدهم ماه مبارك رمضان

هفدهمين سحر از سحرگاهان ماه مبارك رمضان  و سوّمين شب جمعه از اين ماه پر فيض هم به حول قوّه ى اللهى و و با حضور امّت شب زنده دار در مسجد ارك تهران برگزار شد، در اين شب نورانى حاج آقا به ادامه ى بيانات خود پرداختند و فرمودند: 

ما بايد حدود حلال خداوند رو رعايت كنيم و اگر رعايت نكنيم به دست اندازهايى مى افتيم كه خيلى بد است. لذا ما بايد دائماً در حال استغفار و پناه بردن به خدا باشيم...، 

 

سپس حاج آقا در خصوص موضوع بيانات خود، و مسير حدود الى الله به حكمت يكصد و يكم از نهج البلاغه اشاره كردند  امّا قبل از آن به اهميّت نهج البلاغه پرداختند و از اهمّيت لزوم داشتن استاد در همه ى زمينه هاى زندگى پرداخته و فرمودند؛

شما که مستمع هستی و ميخواى طلبه بشى، به يك مقام علمى اى برسى و... بايد استاد ببينى و داشته باشى، استاد بى دين هم به درد نمى خوره، يكجا ميزندت زمين. 

حالا اميرالمومنين عليه السّلام در اين حكمت مى فرمايد: خداوند به شما امر كرده است كه واجباتتون را عمل كنيد كنيد و اين واجبات هم همه مشخّص شده است و دسته بندى هم شده...، مثل بحث حجاب كه از شاخص ترين موارد ضروريّات دين است، يا مثلاً رشوه ندادن و ربا نخوردن است، كه در ادامه حضرت مى فرمايد اين واجبات رو ضايع نكنيد،،، خوب حالا واجبات دين چطور ضايع مى شود؟، مثلاً روزه مى گيريم امّا غيبت هم مى كنيم...، لذا حضرت می فرمايد ضايع نكنيد، كوتاهى نكنيد، چون به كيفر خواهيد رسيد...، حدود حلال و مسير الى الله را رعايت نكنى به كيفر خواهيد رسيد، و حدود احكام هم بايد رعايت كرد، و لازمه اش هم اينكه بايد مرجع داشته باشى و به رساله مراجعه كنى...، پس اين حدود خداست و ما بايد ازش تجاوز نكنيم،

در ضمن من انقدر بدم مياد طرف مياد ميگه فلانی از غرب و شرق اومده اين حرف رو زده. بابا ما خودمون قرآن و اهل بيت رو داريم؛ قال الصادق و قال الباقر داريم... كلى عالم و مرجع و دانشمند ايرانى داريم، الان اگر همين نهج البلاغه در حوزه ها رواج پيدا كند غوغا مى كنه. الان من تازه فقط دارم ترجمه و معنا مى كنم، اگر بخواهى مو شكافانه روش كار كنى غوغا مى كنه،

خوب در ادامه حضرت در باب عدم تجاوز از حلال و مسير الى الله خداوند در پرانتز مى فرمايد؛ به سليقه ى خودتان رفتار نكنيد،،، يعنى حتماً بيچاره مى شويد، و اگر رعايت نكنيد در همين دنيا ضرر مي بينيد، در آخرت هم كه به عذاب جاويد دچار خواهيد شد. بعد در ادامه حضرت دارد كه براى مال دنيا خود رو به سختى نياندازيد... خوب اما اگر دقت نداشته باشيم و همين جورى الكى زندگى كنيم نتيجه اش چى ميشه؟؟ به امام زمان ميرسيم امّا بى فايده، يعنى آقا باهات كارى نداره. يعنى روزى ات رو ميده، ميزاره مناجات كنى امّا كارى باهات نداره، اين ها خيلى مهمّه... قربونتون برم به زندگى هاتون برسيد. 

نثار آقامون اميرالمومنين صلوات،

 

 

اشعار روضه ابی عبدالله علیه السلام:

چقدر نام تو زیباست اباعبدالله

چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله

زائر کرببلا حق شفاعت دارد

قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله

دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است

کار ما دست تو آقاست اباعبدالله

مستجاب است دعا گوشه‌ی شش‌گوشه‌ی تو

حرمت عرش معلی‌ست اباعبدالله

هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت

او نظر کرده‌ی زهراست اباعبدالله

بارها گفت اگر من ز حسینم، دیدم

جلوه‌اش اکبر لیلاست اباعبدالله

چشم ما روز قیامت به پر قنداقه‌ست

پسرت مالک فرداست اباعبدالله

روزی گریه‌ی ما دست رباب افتاده

روضه‌خوان دل صحراست اباعبدالله

باب بین‌الحرمین از حرم عباس است

همه جا سفره‌ی سقاست اباعبدالله

هر که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم

سینه‌زن زینب‌کبری‌ست اباعبدالله

مادرت گفت بنیَّ دل ما ریخت به هم

بردن نام تو غوغاست اباعبدالله

مادرت گوشه‌ی گودال تماشا می‌کرد

بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله

 

 

دیدم نشست روی تنت پای این و آن

جسم تو ماند و ضربه‌ی بی‌جای این و آن

این‌ها برای پیرهنت نقشه می‌کشند

حالا تن تو مانده و دعوای این و آن

گرد و غبار روی تنت حرف می‌زند

از مقتل شلوغ و تماشای این و آن

دارند زنده زنده تو را دفن می‌کنند

. . .

 

دیدگاه‌ها  

 
0 #6 امین حسامی 1392-07-14 14:35
دیدم نشست روی تنت پای این و آن
جسم تو ماند و ضربه ی بی جای این آن
اینان برای پیروهنت نقشه ریختند
حالا تن تو مانده و دعوای این و آن
گرد و غبار روی تنت حرف می زند
از مقتل شلوغ و تماشای این و آن
دارند زنده زنده تو را دفن می کنند
از نعل تازه ی اسبان این و آن
حالا غروب آمده و مانده خواهرت
با طعنه ها و بد دهنی های این و آن
نقل قول کردن
 
 
0 #5 مجید 1392-05-10 18:09
سلام خیلی تشکر میکنم از زحمات شما لطفاتمامی شعرروضه رو بنویسید0
نقل قول کردن
 
 
+1 #4 سعید 1392-05-08 16:34
دعای کمیلی که نا تمام ماند،اولین باری بود که حاجی دعا رو نبمه تمام خواند اون هم بخاطرهمین روضه وحشتناک بود که واقعا امکان ادامه دعا فراهم نشد یعنی مردم نذاشتند،حاجی گفت شاعراش همان روز رفته کربلا...حاجی هر کاری کرد نتونست مردم رو آروم کنه از بس این روضه سنگین بود اگه شد شعر اش رو کامل بذارین
نقل قول کردن
 
 
+1 #3 mostfa 1392-05-06 18:05
خدا خیرتون بده ان شاالله اجرتون با صاحب این شبها
نقل قول کردن
 
 
+1 #2 یاسین 1392-05-06 16:44
سلام
چرا شعر حاجی رو سانسور کردید؟
خود حاجی فرمودند بگو هو یا علی؛ با من
نقل قول کردن
 
 
+3 #1 نصیر حسنی 1392-05-05 14:09
سلام
چه روضه ای بود وای ی ی ی ی ی ی
چه قدرتی خدا به این نوکر داده
بیت آخرو چرا ننوشتید رفقا؟؟
حالا غروب آمده و مانده خواهرت
....مصرع دومو دققا خاطرم نیست ولی محشر بود
میذارمش برا غروب عاشورا تو هیات خودمون
نقل قول کردن
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پیام کوتاه

بسم رب العلی

اطلاعیه

متاسفانه سایت دوستداران بعلت بازدید بسیار بالا و کمبود پهنای باند در چند روز گذشته دچار اختلال و به روز رسانی شد
ازآنجایی که این سایت قربه الی الله اداره میشود و به جز ذات اقدس ابی عبدالله و نشر آثار نوکر عزیزش حاج منصور ارضی وابستگی به هیچ شخص حقیقی و حقوقی ندارد، پیدایش چنین مشکلاتی بدیهی شده است
لذا بحمدالله با زحمات شبانه روز دوستداران حاج آقا که هیچگاه راضی نشدند نامشان علنی شود و گمنام مشغول به خدمت می باشند، سایت بقوت الهی برقرارشده و میشود و علی رغم کارشکنی های فراوان و علی رغم اذن چندباره از استاد عزیز حاج منصور ارضی و کم مهری دوستان فی الحال به فعالیت خود ادامه خواهیم داد

ان شاالله